خسته ام

دیروز به خاطر سه تا چرخ که دوشاخه شون به برق بود و یک درب چرخ که سرجای خودش نبود یک داستانی درست شد که نگو اخه من نمی دونم من دغدغه هنرجویانم را داشته باشم یا به فکر تاسیسات باشم من خسته ام شیطونه میگه برم اداره دیگه از سال آینده نرم بشینم خونه دیگه خسته شدم از دست ایم موله بازی های شیفت مخالف خیلی اذیت می کنن من این جوری نمی تونم کار کنم شاگرد زرنگ می خوان نمره بیست می خوان وظیفه من درس دادنه چقدر برم پای سردوز اون روز هم پای راسته دوز بودم که دوشاخه مونده بود به برق تازشم خاموش بود

اخه من نمی دونم چرا ؟ برخی از همکاران بد جنسی می کنن البته این ماجرا برمیگرده به اول سال که بعدا میگم

/ 5 نظر / 44 بازدید
عسل

سلام خوشحالم که وبلاگ شما رو پیدا کردم میشه لطفا" چند تا ایده از مانتوهای گشاد و شل بدین یا سرنخ بدین که خودم ایده بدم از این مانتو ها که بازیگرا زیاد می پوشن جلو باز و شل

بی بی آفتابگردون

آخی نازی![ماچ][اوه] بی چاره دلم واست سوخت[افسوس][نگران] آخه خستگی زیاد دکترا می گن آدمو می کشه پس یه کاری کن برو استعفا بده؛اصلا غیداین کارو بزن،چه کاریه. اصلاحقوقتو خودم می دم[نیشخند]البته با کمی خسارتو دزدی![وحشتناک]

وحید

با سلام من و برادرم تولیدی داریم و من می خواستم بدونم الگوی لباس زیر مردانه و لباس بچگانه از نوزادی تا تین نیجر دارید که به من میل بفرمایید. چون می خوام خودم این حرفه رو از صفر یاد بگیرم اگه ممکن باشه اطلاعاتتون رو در اختیارم بزارید خوشحال میشم.

مریم

سلام خانم گل.منم خیلطی خیلا دوست دارم با اینکه انگلیسی تدریس میکنم[تعجب][لبخند]دلم میخاد اصولی یاد بگیرم ولی وقت نمیکنم برم کلاس.[ناراحت]خوش به حال شاگرداتون.موفق باشین