خياطي


خیاطی می کنم نه همیشه ولی هر کسی به خیاطی نیاز داره مطمئن باش یه روزی به دردت می خوره

دوم مهر

بالاخره رفتم کلاس (تا اون چشمهارو دوباره ببینم)

البته روز بعدش چون مراسم افتتاحیه خیلی طول کشید و ما هم شیفت بعداز ظهربودیم

پس از معارفه دوطرفه فهرست وسایل موردنیاز رو که شامل لیست بلندبالایی بود یکی یکی معرفی کردم بعدش به خاطر اینکه حسابی میخکوبشون کنم و ایجاد انگیزه! مقداری از وسایل رو با خودم به کلاس بردم  پس ازاین کار بهشون گفتم :چون رشته خیاطی رو انتخاب کردین می خوام یه هدیه بهتون بدم اونم طریقه درست کردن یه پاکت نامه بود لابه لای این کار متوجه قیافه آشنای یکیشون شدم که دونستنش برای شما خالی از لطف نیست آروم به طوری که بقیه متوجه نشن بهش نزدیک شدم :ما کجا همدیگرو دیدیم گفت :پارسال یکبار مدل طراحی کلاس شما بودم به همین خاطر اومدم .گفتم :جدی میگی علتش فقط همینه گفت آره .

یادمه پارسال توکلاس طراحی بچه هارو مجبور می کردم از مدل زنده طراحی کنن به خاطر اینکه همه کارکنن بعصی اوقات یه نفرو میفرستادم بیرون بگرده دنبال یکی که بیکار باشه اون روز فرزانه اومده بود از جو کلاس خوشش اومده بود میخواستم به هنرآموزان عزیزو محترم بگم اینم یه روش دیگه برا جذب هنرجوی علاقه مند.شروع اولیه خیلی مهمه بدش علا قه مد میشن.

یا علی بسم الله                                      

   + خانم گل - ۱:٤٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٥ مهر ۱۳۸٦