خياطي


خیاطی می کنم نه همیشه ولی هر کسی به خیاطی نیاز داره مطمئن باش یه روزی به دردت می خوره

ماجرای یک روز تعطیلی من

روز دوشنبه خیلی خوشحال بودم که فرداش تعطیلم و خونه هستم چون کمی از ماجرای اونروز به خاطر رد خواهش برای کمک از طرف یکی از دوستان که در نام نهادن دوست باید شک کرد. خلاصه در پست قبلی گفتم که به کمک شاهد و البته حاج آقا موسوی مشکل کم کردن حجم عکس های برای جا گذاری در وبلاگم حل شد .ولی چشمتان روز بد نبیند یک سرماخوردگی که به تشخیص دکتر آنفولانزا به سراغم آمد و روز تعطیلی ما را خراب کرد ماهم به خاطر این که کم نیاوریم چسبیدیم به کتاب .مدتی خوابیدم چشم هایم باز نمی شدند و از درد   دستها و پاهایم خوابم نمیبرد حتی قادر نبودم چیزی دستم بگیرم  به همین خاطر کتاب 366 صفحه ای را باز کرده و شروع به خواندن کردم قبل از اذان صبح بیدارشدم آبریزش شدید بینی امان رابریده و نتوانستم بخوابم وشروع کردم به ادامه خواندن .تا صفحه 300 خوانده ام طوفان دیگری در راه است نوشته سید مهدی شجاعی انتشارات نیستان  کتاب جالبی است و متفاوت به شما توصیه می کنم بخوانید البته خواهرم از نمایشگاه کتاب گرفته یکی در میان ازش می گیرم و می خونم .از به   نام کتابی است از رضا امیر خانی که در سلامت کامل این دوکتاب را خواندم کتاب قبلی از آقای امیرخانی بود به نام ناصر ارمنی ارزش خواندن دارند.

پی نوشت : باید به شاهد جان خودم بگویم منظور من از خواندن کتاب و بهترین دوست کتاب خوب بود و تذکر یک نکته نمی شود دوستی انسان با خدا را با کتاب تشبیه کرد ما در کتاب خواندن شنونده ایم و فقط او با ما حرف می زند ولی درست است که گفتی بهترین و تنهاترین دوست آدم همان خدای ارحم الراحمین است ما با خدا حرف می زنیم ولی اگر گوش شنواهم داشته باشیم به حرفهایش گوش فرادهیم ( یعنی اگرپنبه هارا در بیاوریم )  .دعا کنید میرم بقیه کتاب رابخونم..........یا حق 

پی نوشت : یکی این کتاب رو معرفی کرده  :«سفرنامه پژوهشی سرهنگ لافتوس، نخستین کاوشگر شوش، ترجمه عباس امام»

   + خانم گل - ٩:۱۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٧