خياطي


خیاطی می کنم نه همیشه ولی هر کسی به خیاطی نیاز داره مطمئن باش یه روزی به دردت می خوره

انگيزه من برای ساختن فيلم انتخاب من ...خياطي

هر كاري كردم خلاصه بنويسم نشد.

  ماجرايي را مي خواهم براي شما تعريف كنم  كه به چند سال پيش برمي گرده كه هر وقت به ياد آن روزها مي افتم افسوس مي خورم و ناراحت مي شوم اول مهر بود. هنرجويي داشتم اسمش زهرا يا فاطمه  عباسي بود. دختر آرامي بود وقتي اندازه هاي فردي اورا چك كردم كمي متعجب شدم با اندازه هاي استاندارد هم خواني نداشت. قد بالاتنه و قسمت پايين تنه و طول دستهايش  كمي مرا گيج كرده بود .

عينك به چشم مي زد نمي گويم ته استكاني ولي چشم هايش واقعا ضعيف بودند  چشمهاي  درشتي داشت پس از درس دادن براي چك كردن الگويش نزدش مي رفتم الگوهایش خیلی اشکال داشت براي محاسبه و اندازه گيري خيلي  زياد مشكل داشت برایش مرور  مي كردم ولي دوباره همان كار را تكرار مي كرد وقتي مي پرسيدم چرا دقت نمي كني گريه می کرد و چيزي نمي گفت .

 با اوليا مدرسه اين مسئله را مطرح كردم ولي آنها هم نتوانستند مشكل را حل كنند(حالا) من هم با مدارا با او رفتار مي كردم  از خانواده ضعيفي بود مادرش اصرار داشت كه خياطي ياد بگيرد مي گفت بايد ديپلم خياطي را بگيرد امتحان هاي كتبي را بد نمي داد ولي بالاخره مشخص شد براي انجام كار عملي مشكل دارد از نظر مفهومي  مطالب را درك مي كرد.

 هر از چند سال  يكي يا دو هنرچو پيدا مي شوند علت آن هم بيشتر به ديد آنها بستگي دارد . اول مهر كه می شود بعضي هارا با توجه به كار عملي و سابقه خودشان نزد چشم پزشك مي فرستم كه خيالم از اين بابت را حت  شود جالب است بدانيد كه بيشترآنها نياز به عينك داشته اند و خودشان خبر نداشته اند  .

جریان ما همينطوري ادامه داشت . بچه ها چند دامن مي دختند او هنوز روي دامن اولي بود نمي توانستم  كه برايش  بدوزم برايش سنجاق مي كردم  كه كوك بزنه خراب كاري مي كرد  و هر بار كسي به ما اهميتي نمي گذاشت يعني كاري نمي توانسنتند انجام دهند .

 براي تعطيلات به دانش آموزان  پيك  دادند بعد از تعطيلات نوروزي  هم از محتواي آن امتحان گرفتند فكر مي كنيد بهترين وبالاترين نمره  متعلق به چه كسي بود عباسي از 100 نمره 70 يا 80 گرفته بود  آن وقت بود كه اوليا مدرسه متوجه شدند فاطمه نبايد در اين جا مي ماند بايد همان اول سال رشته اش عوض مي شد     ولي نشد ؟ ؟ ؟ ؟ ؟   ماجراي درست كردن فيلم  ( انتخاب من ...خياطي )  را به عباسي مديونم كه جرقه ساخت اين فيلم  را در ذهن من زد.

 براي تهيه فيلم خيلي زحمت كشيدم  محتواي فيلم معرفي رشته خياطي شاخه كاردانش بود كه بابت تهيه آن متحمل هزينه هاي  سنگين زيادي شدم  كه مقدار خيلي  ناچيزي از آن را اداره پرداخت كرد  .

هدف من اين بود  اين فيلم براي دانش اموزان سال اول نمايش داده شود و معرفي شود . ولي متاسفانه اين كاررا انجام ندادند.( مشغله هاي بسيار زياد .امكانات صوتي و تصويري و فضا ي نمايش دادن ) فيلمش در مدارس موجود است ولي كسي اهمييت نمي دهد البته بازديد از هنرستان ها  توسط سال اولي ها انجام مي گيرد ولي اگر براي بچه ها و به خصوص خانواده ها نمايش داده شود خيلي تاثير گذار است كه دانش آموز  با همفكري خانواده و مشاور و ذوق و استعداد رشته اش را انتخاب كند همانطور كه همه ما ميدانيم  رشته هاي مهارتي يكي از رشته هاي پرهزينه  هم براي خانواده و هم براي  دولت محسوب مي شود پس چه پسنديده است هنرجويان مستعد و علاقه مند جذب رشته هاي مهارتي شوند تا در آينده براي جامعه خود وخانواده خويش فردي مثمر ثمر باشند .

دوسه سال بعد دی ماه بود عباسی به اتفاق مادرش آمده بود آزمون بدهد نمی دانم چرا مادرش خسته نمی شد ؟!

   + خانم گل - ٢:٤۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٦