خياطي


خیاطی می کنم نه همیشه ولی هر کسی به خیاطی نیاز داره مطمئن باش یه روزی به دردت می خوره

درد دل های يک هنرآموز

ای کاش می شد وقتی دانش آموزان در آزمون ورودی کاردانش شرکت می کردند  سنجش درست صورت می گرفت ای کاش می دونستند .................ميدوني چرا ؟!

بعضی هاشون مفهوم موازی رو نمی دونن ................. !؟

برای تقسیم یک عدد بر عدد دورقمی ضعیف هستن ............................؟!

مهارت قیچی کردن کاغذ رو هم ندارن .......................!

انگار تواین نه سال درس خوندن نقاشی هم نکردن بلد نیستن یک خط بدون خط کش رسم کنند .......................! ! ! ! !

بلد نيست يك زاويه قائمه رسم كنه آخه چرا؟

بلد نيست تكه كاغذي رو چسب بزنه و بچسبونه روي كاغذ ديگه و كثيف كاري نكنه؟

و اي كاش ......و هزاران اي كاش ديگر.....................

با وجود همه اين غمنامه باز هنرجوياني پيدا ميشن كه هيچ كدوم اينكارها رو شايد تمرين نكردن ولي وقتي ميان با انگيزه هستن و دوست دارن ياد بگيرن من به اميدچنين بچه هايي ميرم مدرسه كه چيز يادشون بدم و شايد همين ها تلنگري باشندبراي اونايي كه باري به هرجهت هستند

فكر نكنيد من آدم تنبلي هستم يادشون ميدم ولي فقط برا ی چند دقيقه بعدش ميگه اي خانم يادم رفت .

 پ. ن  معلم مقطع ابتدايي كلاس پنجم برخي مسائل كليدي و مهم با طبق سر فصل به دانش آموزان درس مي دهد ولي نمي دانم چرا و چگونه مي شود دانش آموز نمي اموزد در مقطع راهنمايي معلمان رياضي هم باز براي پرداختن به مسائل جديدتر رياضي فرصت باز نگري نمي يابند تا اين كه دانش اموز به دبيرستان وارد مي شود سال اول را هر طور است با كلاس تقويتي و جبراني و فشارمدرسه و والدين  مي گذراند براي انتخاب رشته در آزمون ورودي كاردانش هم شركت مي كند كه بلكه بخواهد برود رشته كامپيوتر و يا حسابداري و خخياطي و مديريت خانواده و و.......تعدادي از اين دانش آموزان نه به خاطر علاقه بلكه به خاطر اين كه برخي از رشته هاي كاردانش كه درس رياضي ندارند را انتخاب مي كنند ( طبق اعتراف خودشان ) غافل از اين كه نمي دانند رياضي كاربردي مي شود يعني از دانسته هاي گذشته رياضي بايد استفاده كرد همه ما مي دانيم رياضي مادر همه رشته هاست و حل مسايل رياضي مغز راشكوفا مي كند آري مي دانيم ولي چشمهايمان را مي بنديم به عنوان مثال هنرجو بايد به كمك يك سري فرمول و اعداد براي ترسيم يك الگو اقدام كند اگر اندازه هاي شخصي هر فرد با توجه به سن افراد و جسمشان متفاوت است پس هر كس جداگانه بايد اقدام كند و اگر هنرآموز تيز بين نباشد الگوي اشكال دار برش زده مي شود و در نتيجه پارچه حيف و ميل مي شود و اين هنرجو انگيزه اش را براي ادامه از دست مي دهد در آخر سر هم مي خواهد در آزمون پاياني مهارتي شركت كند و قبول شود حال بعضا ديده مي شود تعداد معدودي كه هم نمي دانم چه مي شود در آزمون قبول مي شوند و يا قبولشان مي كنند بعد اين هنرجو مي گويد من ديپلم كاردانش دارم و مي خواهد جذب بازار كار شود دو لباس پر اشكال كه براي فاميل يا مشتري بدوزد كافيست كه كسي به او كار ندهد از اين بحث بگذريم كه بيشترين سرانه آموزش و پرورش براي هنرستان هاي كاردانش و فني حرفه اي هزينه مي شود و هرساله براي تعمير ونگهداري تجهيزات كارگاه ها مبالغ هنگفتي از اين سرانه بايد هزينه شود انرژي هنراموزان و كادر مدرسه كه همه در خدمت هنرجويان است هزينه اي كه خانواده متحمل مي شود و يك عمر جواني  كه بيهوده در يكي از اين شاخه ها صرف مي شود آيا بهتر نيست شرايط ورود هنرجويان به شاخه كادانش را كمي سخت تر كرد و به نظر من براي انان آزمون هاي تخصصي تري برگزار كرد و يا در سالهاي پايين تر مدرسه به خصوص ابتدايي و راهنمايي اهميت بيشتري به رياضي  داد و ايا بهتر نيست دوباره نگاهي به اهداف كاردانش بياندازيم   آموزش نيروي ماهر براي جذب در بازار كار ايجاد توليدي هاي كوچك و جايي براي ايجاد شكوفايي هنر در صنعت  

البته جا دارد این را بگویم مسائلی که من و بعضی همکاران با آن در گیر هستیم در بعضی مدارس به این شدت دیده نمی شود ویاحتی  بالعکس است در ضمن هنرجویان  مدرسه ما بیشتر از حاشیه شهر و کمی هم از روستا هستند .

   + خانم گل - ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٦