خياطي


خیاطی می کنم نه همیشه ولی هر کسی به خیاطی نیاز داره مطمئن باش یه روزی به دردت می خوره

نتایج مسابقات پرسش مهر 8

سلام

بالاخره نتایج استانی رو اعلام کردند

امروز فرببا خانم تماس گرفتند و این خبر رو دادند گفتم معطل نکنم بیام این خبرو بهتون بدم از بی خبری بهتره تا ببینیم بعد چی میشه نه اینکه فکر کنید می خوام پز بدم نه چون می دونم بعضی ها تون خیلی تو فکرم هستین  اومدم این روزها کمی از خیاطی فاصله گرفتم چسبیدم به شکم ! کلاس شیرینی پزی یک جلسه رفتم امروز هم با یکی از بچه ها چندین نوع شیرینی تر و کیک و رولت درست کردیم جاتون خالی .

حالا خبرو نمی گم خودتون بخونین .

نتایج مسابقات پرسش مهر ٨ 

البته کتاب هم می خوانم  سووشون سیمین دانشور

کی پنیر مرا جابه جا کرد ؟

مسافر عشق از  ............ با غلط املایی بسیار زیاد

   + خانم گل - ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٧

طولانیه ولی ارزش خوندن داره

روز امتحان نازکدوزی بود هر کدام از بچه ها به دنبال کار خودشون بودند زمانشان محدود بود و باید در عرض ١٢ ساعت یک بلوز یقه آرشال طرح دار با برش پرنسسی به همراه یک پیلی دوبل در انتهای برش به همرا دوخت پیکانی شکل در ابتدای پیلی  بدوزند روز اول تا ساعت ۴ ماندیم وروز بعد تا ظهر همه تحویل دادند .

مونده بودم نگاه بچه ها می کردم سمیرا که عین خیالش نبود تیکه های همیشگی رو می پروند بچه ها رو می خندوند و خودش هم می خندید ندا که حسابی جو گرفته بودش اصلا نمی خندید و کار می کرد کل سال این قدر زدم توسرم هی گفتم ندا کارهای نصفه نیمه را بیار تو کلاس تمومشون  کنیم می گفت باشه ولی کو گوش شنوا ؟!

به زیبا نگاه می کردم بلوزش از همه بلوزها تمیز تر شده بود خیلی تمیز کار می کرد بهش گفتم برای تابستون چه برنامه ای داری  زیبا باید کار کنی ! نباید بیکار بمونی !

صدام رو کمی بلندتر کردم که همه بشنوند ببینیند بچه ها با همتون هستم یه فکری برا تابستون کنید باید پر کنید خلاصه داستان به اونجا کشیده شد که سیما خانم کارگاه تک دوزی لباس زنانه زده بود به زیبا و زینب گفتم اگه جایی باشه می روید کار کنید دستتون پر بشه ؟ اونا هم قبول کردن و از فردای روز امتحان کارشون رو شروع کردن زیبا صبح تا ظهر می ره و زینب هم بعد از ظهرا ها.

  یه روز سیما خانم تماس گرفت نتونستم باهاش حرف بزنم کار داشتم  همش به این فکر افتادم نکنه بچه ها  خراب کاری کرده باشن و حالا می خواسته گله کنه که دیدم فرداش دوباره تماس گرفت و کلی تشکر کرد به خاطر این که کلی کمکش کردن و کارش جلو افتاده و قول داد که کمی که کارش جلو بره با بچه ها حساب هم بکنه وای نمی دونین چقدر خوشحال شدم به خاطر این که بچه ها روسفیدم کردند

چند روز بعد بعداز ظهر رفتم پیش سیما خانم  و دیدم زینب پشت چرخه داره نوار اریب می دوزه  منو که دید خوشحال شد و خندید سیما خانم  گفت چه عجب ما خنده این خانم را دیدیم !

می گفت وقتهای بیکاری برای بیرون خیاطی می کنم و خیلی خوشحال شدم به خاطر این که چندتاازشاگردهای من تحت پوشش کمیته امداد هستند و این کار باعث می شه که سر پای خودشون بایستند .

البته نا گفته نمونه رفتار سیما خانم رو نباید نادیده گرفت  مهربون و صبور حالا فکر می کنید خود سیما خانم تو چند متر داره کار می کنه همش ١٢ متر کمی کمتر یا بیشتر یه میز برش کنار دیوار یک چرخ ساده و یک چرخ سردوز کوچک و یک چرخ صنعتی  یک گوشه اتاق هم اتاق پرو . تازه !میله اتاق پرو هم لباسهای نیمه آماده و آماده تحویل رو به دوش می کشه .

اونوقت میگن کار نیست ؟!

درسته قبول دارم ولی همین زینب با یک چرخ ساده برا مشتری لباس می دوزه  باور کنید میشه باید بخواهیم قبول دارین این حرف رو یا نه ؟  

   + خانم گل - ۱:٥۱ ‎ق.ظ ; جمعه ٧ تیر ۱۳۸٧

تماشای فیلم موزه لوور

توی راهروهای لوور به دنبال مونالیزا گم شدم باورم نمی شد تولوور باشم

چندین سال پیش تو موزه کوچک  شوش قدم می زدم شیر بالدار بدلی روی دیوار آرام و بی خیال  نشسته بود و راهنمای موزه می گفت نمونه اصل این اثر در لوور است و من حالا در لوور بودم وقتی که به شیر بالدار رسیدم بی اختیار پاهایم سست شد خودم را به دیوار تکیه دادم دوربینم را خاموش کردم و ...........فقط با جان و دل نگاه کردم

شیر بالدار با اقتدار و هیبت بر دیوار لوور نشسته بود مدلهای دیگری هم بودند باید بودید و می دیدید اگر می خواهید مقداری از این فیلم را ببینید اینجارا کلیک کنید

   + خانم گل - ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٥ تیر ۱۳۸٧